الشيخ رسول جعفريان

487

حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )

روايت را نقل كرده ، مىبايست به روايتى كه از رسول خدا نقل شده و همه حديث‌شناسان صحت آن را پذيرفته‌اند توجه داشته باشد ، مبنى بر اين كه ، آن حضرت در حجة الوداع فرمود : نسبت سخنان دروغ و ساختگى بر من زياد شده و پس از اين زيادتر خواهد شد ( قد كثرت الكذّابة علىّ ) ، كسانى كه دروغ بر من مىبندند جايگاهشان از آتش پر خواهد شد . هنگامى كه حديثى از طرف من به شما مىرسد ، آن را بر كتاب خدا و سنّت من عرضه كنيد ، در صورتى كه با آن دو موافقت داشت آن را بپذيريد و گرنه كنارش گذاريد . اكنون حديثى كه تو نقل مىكنى ، با كتاب خدا موافق نيست ؛ زيرا خداوند در قرآن مىفرمايد : « وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ وَ نَعْلَمُ ما تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ . » « 1 » آيا خدا از رضا و سخط أبو بكر آگاهى نداشت كه از او مىپرسد ؟ اين عقلا محال است . اين روايت نشانگر آن است كه امام چگونه با درايت خاص خود با اين روايت برخورد كرده و پس از عرضهء آن به قرآن ، به انكار آن پرداخت . نظير همين شيوه بحث را در بخش بررسى زندگانى امام رضا عليه السّلام آورديم كه امام فرمود : حديثى كه مخالف با كتاب خدا باشد نمىپذيريم . « 2 » پس از آن يحيى دربارهء روايت « مثل أبى بكر و عمر فى الأرض كمثل جبرئيل و ميكائيل فى السّماء » ؛ مثل أبو بكر و عمر روى زمين ، مثل جبرئيل و ميكاييل در آسمان است . امام در جواب فرمود : محتواى اين روايت درست نيست ؛ زيرا جبرئيل و ميكاييل همواره بندگى خدا را نموده و لحظه‌اى به او عصيان نكرده‌اند ، در حالى كه أبو بكر و عمر پيش از آن كه اسلام بياورند ، سالهاى طولانى مشرك بوده‌اند . آنگاه يحيى از حديث « ابو بكر و عمر سيّد اكهول أهل الجنّة » پرسيد . امام فرمود : در بهشت جز جوان كسى وجود نخواهد داشت تا آن دو نفر ، سيّد و سرور پيران آن باشند . يحيى دربارهء حديث « انّ عمر بن الخطاب سراج أهل الجنّة » سؤال كرد . امام فرمود : در بهشت ملائكه مقربين خدا و آدم و محمد صلّى اللّه عليه و آله و كليّه انبياى عظام حضور خواهند داشت ، آيا نور آنان براى روشن كردن بهشت كافى نيست كه نياز به نور خليفه دوم

--> ( 1 ) . ق ( 50 ) : 16 ( 2 ) . التوحيد ، ص 110 ؛ الكافى ، ج 1 ، ص 95